Feed on
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

برف

از گرمای سه هفته قبل میشد بارش برف در منطقه ما ( غرب مازندران) رو پیش بینی کرد . اونایی که سنی ازشون گذشته میگن وقتی پاییز و خصوصا زمستون گرم بشه ، زمستان بدی در پیش خواهد بود که احتمال بارش برف هم زیاد هست . در شهرهای مختلف غرب مازندران بارش متفاوتی داشتیم . در شهر تنکابن برف زیادی نباریده ، بین ده تا بیست سانتی متر . اما مناطق شهری و روستایی زیادی هم وجود دارند که بین چهل تا صد سانتی متر بارش برف داشتند . در مناطق کوهستانی که دیگه ….

بارش برف در این فصل سال ، در این منطقه عجیب هست . اینجا اگر برفی هم قرار باشه بیاد تا قبل چله کوچک ( اواسط بهمن ماه ) معمولا میاد . گذشته از ماه بارش برف ، آخرین باری که همچنین بارشی داشتیم سال 72 بود . نمیدونم بارش امسال به تغییرات آب و هوایی ربط داره یا نه …

اما چیزی که میدونم ضرر هنگفت باغدار ها از این بارش هست . هنوز خیلی از محصولات درختی در غرب مازندران - که قطب تولید کیوی و همینطور پرتقال است - از درخت چیده نشده اند . و محصولاتی که روی درخت موندن دیگه قابل مصرف نیستند . چون با اولین شب سرما میوه ها تلخ خواهند شد . هنوز از درصد ضررها توی شهرهای دیگه خبر ندارم . اما بطور نسبی حدس میزنم که در بیشتر غرب مازندران وضع به همین شکل باشه . صرف نظر از خرابی کیوی و مرکبات ، صدماتی که به درخت ها وارد شده اند قابل توجه هست . در باغ هایی شاهد بودم که شاخه های بیشتر درختان شکسته شده بود . به طور مثال تمام نهال هایی که دو سال پیش در باغ خودمون کاشتیم زیر حدودا یک متر برف مانده اند و احتمال اینکه از ریشه بسوزند زیاد هست .

من هنوز خبری در این مورد توی رسانه ها ندیدم …

 مطلب بسیار خواندنی در رادیو زمانه دیدم ، که گفتم حیفه مستفیض نشید . شاید هم دیده باشید . موضوع مطلب در مورد گفته های رئیس  قبایل سرخپوستی به یک سفید پوست  در مورد زمین و طبیعت  - در حدود یکصد و پنجاه سال قبل - است  . بخش هاییش رو کپی میکنم و پیشنهاد میکنم حتما متن کاملش رو در لینک منبع بخونید .

” … زمین به انسان تعلق ندارد؛ انسان متعلق به زمین است. همه چیز به هم متصل است؛ مثل خونی که بدن ما را به هم وصل می‌کند. این انسان نیست که تار و پود زندگی را می‌بافد. او فقط روی این «بافته» نشسته است و هر چه که با این رشته‌ها بکند، با خود کرده است…  “

” … اگر روزی این زمین را به شما فروختیم، به یاد داشته باشید که هر گوشه آن مقدس است. هر درخششی در آب زلال دریاچه‌ها، قصه‌ها و خاطرات مردم من را بازگو می‌کند. زمزمه جویبار، نوای پدران پدران ماست. رودها برادران ما هستند. آن‌ها تشنگی ما را برطرف کرده، قایق‌های ما را به دوش کشیده و کودکان ما را سیر می‌کنند. پس با رودخانه‌ها به سان برادرانتان مهربان باشید … می‌دانم که مرد سفید حرف مرا نمی‌فهمد. برای او، هر تکه‌ای از زمین، مثل تکه دیگر است. او مثل غریبه‌ای که شبانه به ملک دیگری می‌رود، هر چه را که نیاز دارد، از زمین می‌دزدد … “

حتما بخونید  

داشتم ادامه پست قبلی در مورد شالیکاری های گیلان رو مینوشتم که کمی زیادی پیچیده شده ! بعدش دیدم ترجمه دست و پا شکسته مطالب و خبرهای خارجکی خیلی راحت تر هست و بیکارم که فسفر میسوزونم . بعدش گفتم اصلا بیام در مورد این سیرک پارک پردیسان بنویسم و کمی واق واق کنم . فکر میکنم از ترجمه منابع انگلیسی یا تحلیل چیزی خیلی راحت تر باشه ! فکر میکنم آخرش  با این اعتراضات به برگزاری سیرک ،  طبیعت رستگار خواهد شد !!

 پس همه با هم  … واق واق …. واق واق …. خخخخخخ

 

 

کشاورزان معمولا با مشکلات اقتصادی روبرو بوده اند و هستند . منطقه گیلان هم از این قاعده مستثنی نیست .شاید بشه بخشی از این ضعف اقتصادی رو به نظام فئودالی گسترده که در این منطقه حاکم بود دونست . تک محصولی هم مزید بر علت است . از جهت دیگه ، از اونجایی که بیشتر فرآیند کاشت ، داشت و برداشت در گیلان به عهده زنان هست و مردان بیشتر ترجیح میدن اوقات خودشون رو در قهوه خانه ها صرف کنند ، باعث شده که مردان شالیکار گیلانی راحت تر با فروش زمین های شالیکاری کنار میان .

اینجا چند دست از افراد ( غیر کشاورزی ) رو که ممکن هست اقدام به خرید زمین های کشاورزی بکنند نام میبرم . افرادی رو که بررسی میکنم جدای از اهالی خود گیلان هستند که احتمال داره به خرید عمده زمین های گیلان اقدام کنند . به هر حال خودشون بهتر از شرایط رشد منطقه در آینده نزدیک خبر دارند . ساکنین مازندران رو هم به شرق و غرب تقسیم میکنم . این تقسیم بندی هم بنابر تفاوت های بین این قسمت ها هست .

برخی از ساکنین غرب مازندران اقدام به خرید زمین های شالیکاری در گیلان برای اهداف خاصی میکنند . زمین های خریداری شده خودشون رو به دست کشاورزان( و چه بسا همون کشاورزی که ازش زمین رو خریدند !!) میدند تا در اون برنج بکارند و در آخر محصول رو به نسبتی که معمولا نصف نصف هست تقسیم کنند . البته در کنار این فعالیت کشاورزی ، مزایای اقتصادی گران شدن زمین در آینده رو هم مد نظر دارند . اسم دیگه ای میتونید روی این فعالیت اقتصادی ، به جز نوعی استثمار نوین بزارید؟

شرق مازندران نسبت به گیلان شرایط متفاوتی داره . یکی از تفاوت های عمده ، چند محصولی شرق مازندران است . مثلا در منطقه بهشهر ممکنه در طول سال و در یک زمین ، چندین نوع محصول کاشته بشه *. همینطور کشاورزان شرق مازندران رو سختکوش دیدم . همین ها باعث شده که بعضی از اهالی شرق مازندران زمین های خودشون رو بفروشند و به نواحی گیلان مهاجرت کنند و به خاطر بهای کم زمین در این منطقه نسبت به مازندران ( که در پست قبل اشاره کردم) چندین برابر زمین قبل زمین تملک میکنند . البته تا وقتی که روی این زمین ها کشاورزی میکنند ، از این جهت که تغییری در کاربری زمین نمیدهند مشکلی ایجاد نخواهد شد . اما به هر حال این مهاجرت مشکلاتی مثل افزایش جمعیت و نیاز به مسکن بیشتر رو ایجاد خواهد کرد .

مطمئنا اهالی پایتخت نشین هم نسبت به خرید زمین های ارزان گیلان اقدام کرده و میکنند تا در آینده با پیشرفت در مسیرهای ارتباطی و کم شدن زمین برای ساخت ویلا در مازندران ، سرمایه گذاری مطمئنی کرده باشند . واقعا چه سرمایه گذاری دلچسبی ، که قیمت هر مترمربع زمین شالیکاری ، گاهی نصف یک کیلوگرم برنج درجه یک هست .

 

با گذشت زمان ، افزایش جمعیت و گسترش مرزهای شهری و همینطور حاشیه نشینی ، تهدید زمین های شالیکاری بیشتر حس خواهد شد .

 

چند سالی هست در اخبار و رسانه ها اصطلاح زمین خواری بیشتر شنیده میشه . فکر نمیکنم تعریف مشخص و ثابتی از این فعل وجود داشته باشه . اما به تشریح بخشی از همین جماعت ( بالاصطلاح ) زمین خوار می پردازم . گروهی از افراد که با خرید زمین های کشاورزی ( به بهایی اندک ) و یا زمین هایی که جزو منابع طبیعی حساب میشه و در دست مردم هست ، این زمین ها رو تغییر کاربری میدن ، قطعه بندی میکنند و به فروش می رسونند ، و یا برای شهرک سازی و دیگر کاربردها استفاده میکنند . در این بین ، گاهی ردپای نوعی استثمار نوین هم دید ه میشه که اشاره خواهم کرد .

ابتدا بگم که از نظر شخصی من خرید زمین کشاورزی و تغییر کاربری زمین ، قبحی نداره . شاید عجیب به نظر برسه ، اما از اونجایی که طرفدار اقتصاد آزاد هستم ، هر کسی میتونه زمینش رو به هر قیمتی که میخاد به هر کسی که میخاد بفروشه و اون شخص هم طبق قانون میتونه ، کاربری زمین رو تغییر بده . اینجا یک قید وجود داره و اون قانون (به معنای واقعی ) هست . که متاسفانه راههای برای فرار از قانون ، جدای از کاستی های احتمالی قانونی وجود داره . وارد این مبحث نمیشم .

و اما گیلان … گیلان یکی از قطب های تولید برنج ایران هست . بیشتر زمین های گیلان ، بخاطر بالا بودن سطح آب ، فقط قابلیت کشت برنج رو دارند . و برای همین مزایایی رو که استانی مثل مازندران داره این استان نداره . به طور مثال شما در مازندران میتونید کیوی و یا مرکبات بکارید ، که محصولات با ارزشی به حساب میان . در صورتی که این کار در گیلان معمولا امکان پذیر نیست . همین تک محصولی ، و همینطور مهجور ماندن در بین پایتخت نشین ها باعث شده که قیمت زمین در این استان مثل استان مازندران بالا نباشه .

همین حالا زمین های شالیکاری در استان گیلان ، به فراخور شرایط مکانی زمین حدودا از مترمربعی هفتصد تومن شروع میشه ( امیدوارم به فکر نیفتاده باشید برید گیلان زمین بخرید !!) . کمترین حدود قیمت زمین در غرب مازندران ( مشابه مکانی همون زمین نسبت به جاده اصلی و یا مرکز شهر ) حدود سی الی چهل هزار تومن هست .

ادامه خواهد داشت

در خبرها اومده که یکی از مدیران ارشد سازمان حفاظت محیط زیست بازداشت شده . حالا چراش جالبه !! به گزارش عصر ایران ” این مدیر ارشد در حالی که با زنی در داخل یک خودرو خلوت کرده بود توسط نیروی انتظامی غافلگیر و دستگیر شد. “

این هم منبع خبر . تمام مسئولیت این خبر به عهده سایت خبری عصر ایران هست . ر است و دروغش پای خودشون ;)

در مورد پست قبلی فکر نمیکردم همین دو نفر هم ابراز آمادگی کنند . خوبه باز …

پرسش و درخواست

کسی منبع جامعی برای آموزش در مورد  معضل گرمایش زمین ، حفظ محیط زیست و حفظ طبیعت برای رده های مختلف سنی ( و یا تحصیلاتی ) به زبان فارسی ، سراغ داره؟

و پیشنهاد اینکه اگر همچنین منبعی به زبان فارسی وجود نداره ، کسی حاضر هست برای تهیه همچنین منبعی مشارکت کنیم؟

توالت یکی از مکان های مفرح برای تفکر در زمینه های مختلف هست . و جالب که چه افکار بدیعی به ذهن آدمی میرسه . تابحال فکر کرده بودید که آبی رو که با هر بار کشیدن سیفون توالت به فاضلاب تبدیل میکنیم ، نیاز چند نفر به آب آشامیدنی سالم رو میتونه تامین کنه ؟ یا چه مقدار انرژی برای تهیه این مقدار آب صرف شده و خیلی سوال های دیگه ای که امروز در همین تفکرات توالتی به ذهنم رسید .

در این صفحه یک مطلب جالب در مورد گیاهخواری  میبینید و طبق اسنادی ادعا کرده که گیاهخواری تاثیرات مثبت بیشتری نسبت به خیلی  از کارهای دیگه ، مثل استفاده از ماشین های هیبرید برای جلوگیری از گرمایش زمین داره . در این صفحه پنجاه راه سریع و ساده برای کمک به حفظ محیط ذکر شده . از حمام های کوتاه تر گرفته تا استفاده از حوله به جای دستمال توالت و خیلی نکات ساده و مفید دیگه . به یک بار مرور کردنش می ارزه . و این هم یک صفحه دیگه که در مورد صنعت کاغذ سازی و مبحث گرمایش زمین و حفظ محیط هست . منبع این لینک ها سایت دیگ هست .

دوست ندارم اینجا میرزا بنویسی کنم . اما فعلا که در مرحله گذار هستیم !

دو هفته تا پایان پاییز مونده ، اما هنوز هیچ برفی روی دامنه های البرز ننشسته . آدم یاد آخر فروردین میفته . باری … ما که دستمون به سر خودمون هم نمیرسه ، چه برسه به …

 

دولت انگلستان اعلام کرد با توجه به ظرفیت های تولید الکتریسیته توسط انرژی باد در سواحل این کشور ، تا سال 2020 می توان الکتریسیته تمام خانه های بریتانیا رو از این طریق تامین کرد . بریتانیا یکی از بهترین شرایط بادی برای تولید الکتریسیته ی پاک در جهان رو داره . اما به دلیل هزینه های بالای ساخت و پروسه ی طولانی طرح ریزی رشد استفاده از این انرژی محدود شده .

 

هم اکنون هشت گیگا وات انرژی در مزارع بادی در سواحل این کشور طراحی شده ، اما دولت فکر میکنه بیست و پنج گیگا وات دیگه هم تا سال 2020 میشه به این ظرفیت اضافه بشه . و …

 

منبع +

 

 

امیدوارم تا هشتاد سال دیگه که نفت رو تموم میکنیم ، کشورهای پیشرفته اینقدری انرژی تولید کنند که کمی به ما هم بفروشند .

 

 

اینترنت آنقدر با زندگی ما ( خصوصا ما ایرانی ها !! ) آمیخته شده که نمیشه از تاثیر سایت هایی چون گوگل بر روی زندگی ما چشمپوشی کرد . گوگل آنقدر روی زندگی ما تاثیر داره که ( به شوخی یا جدی ) اومدند و محاسبه کردند که اگر گوگل روشنایی صفحه اول خودش رو چند درصدی کاهش بده ، چقدر در مصرف انرژی در جهان صرفه جویی خواهد شد .

هفته قبل خبری داشتیم در مورد روی آوردن گوگل به انرژی های تجدید پذیر . در اینجا می تونید یک تفسیر مختصر از این تصمیم گیری شرکت گوگل رو مطالعه کنید . یا برای اطلاعاتش بیشتر به بازوی بشردوستانه گوگل و یا صفحه انرژی های پاک گوگل مراجعه کنید .

یک خبر خوب دیگه که در هفته گذتشه داشتیم این بود که نخست وزیر استرالیا در اولین روزی که قسم یاد کرد ، پیمان کیوتو ( که به منظور کاهش گازهای گلخانه ای شکل گرفته ) رو امضا کرد و از آمریکا خواست به این پیمان ملحق بشه . این خبر از چند نظر قابل توجه هست . یکی اینکه استرالیا بیشترین سرانه تولید دی اکسید کربن در جهان رو داره . همینطور با امضا این قرارداد توسط استرالیا ، ایالات متحده تنها کشور صنعتی جهان هست که این پیمان رو امضا نکرده . و به نظر من مهمترین بخش قضیه این هست که مقابله با گرمایش زمین داره به یک خواست ملی کشورها ( حداقل در کشورهای پیشرفته ) تبدیل میشه .

امیدواریم دعوت جرج بوش از ال گور به کاخ سفید و تبریک دریافت جایزه صلح نوبل به رقیب قدیمیش در راستای همین تحریک ها و جنبش های اجتماعی باشه . مهم نیست اگر با پیوستن آمریکا به پیمان کیوتو ، اهداف پیمان محقق بشه یا نه . مهم این هست که کشورها و به خصوص کشورهای پیشرفته نسبت به معضل گرمایش زمین حساسیت بیشتری نشون بدند و اون رو در سرخط برنامه هاشون قرار بدهند .

یادمون نره فقط یک زمین داریم .

Older Posts »